چاره هر شكستني آتل است . اما تو به دل شكسته من دل ببند ، دل
+ نوشته شده در ساعت   توسط سوگلی
|
نااميدانه زدم تكيه بر ديوار حسرت
نااميدي نكشيدي كه بداني چه كشيدم
خدايا به من طاقت بيشتري بده اين تحمل كمه من چي كار كنم ؟ نذار بشكنم چقدربداخلاق شده ام.
لعنت بر من 
+ نوشته شده در ساعت   توسط سوگلی
|
من دعا كردم براي بازگشت
دستهاي تو ولي بالا نبود
+ نوشته شده در ساعت   توسط سوگلی
|
تو قدغن ، من قدغن
ما در این غمکده شبهامان یکی یکی گذشت .....
ما در این غمکده بزرگ شدیم .....
ما در این جا بوی تنهایی ، غربت خانگی و بد بختی را ازحفظ شدیم....
ما در این تاریکی ماندیم تا روشنی را به دست فراموشی بسپریم اما خودمان به فراموشی سپرده شدیم ......
ما در این بی همه جا روی هوا ، هوا را ، نفس را ، زندگی را فراموش کردیم و عاشق اینجا با این بی هوایی اش شدیم ......
ما در این روزنه . تنها درسی که خواندیم فتوای قدغن بودن بود ......
عشق قد غن ..... روشنایی قدغن ...... تو قدغن...........من قدغن .....
اما من در این سیاهی نورچشمان تو رادیدم و تو مرا .....
من در بی هوایی هوای نفس نفس زدن تورا باتمام وجود به اعماق وجودم فرستادم و.......
و انوقت بود که فهمیدم نفس هایت بوی عطر زندگی می دهد . .....
خواستم نفس هایت مال من باشد تا از بی هوایی نمیرم تو نفس هایت را با سخاوت به من دادی .......
شب در بیداری خوابت را دیدم خواستم خود رویا باشم که همیشه تو باشم ......
خواستم گرم شوم اتش هم قدغن یود . دستان گرمت را به وجودم بخشیدی گرمای بدنت ابدی بود .......
تو از کجا بودی . در دریار تاریک ما کسی بلد نبود خوب باشد . دستان کسی گرمی نداشت . نفس های کسی بوی عطر زندگی نمی داد .......
تو از هر جابودی به من یاد دادی از این پیله ی تاریک و سرد می شود بیرون امد .....
به من یاد دادی می شود از نور خورشید گرما گرفت و دستان کسی را گرم کرد ......
به من خوب بودن رایاد دادی و رفتی ......
+ نوشته شده در ساعت   توسط سوگلی
|
دو تا گنجشك دنبال هم افتادن تو آسـمون ! يه تريلي توي جاده ميادش زوزه كشون !
دو تا گنجشك دو تا عاشق ، بـي خيال و مست و شاد ! يه تريلي با شتابٌ و سرعت خيلي زياد !
دو تا گنجشك يه تريلي ! يكي مـجنون ، يكي ليلي
دو تا گنجشكاي عاشق تو بيابون مي پرن ! اونا از دام سياه سرنوشت بـي خبرن !
شوفر پيـر تريلي پا گذاشته روي گاز ! خيلي خسته س از بيابونٌ ،يه جاده دراز!
دو تا گنجشك يه تريلي ! مث مـجنون، مث ليلي!
دو تا گنجشك ، كه تناشون داغه از تب علاقه ! يه تريلي كه با چرخاش، ضجه يه اتفاقه !
دو تا گنجشك كه پراشون پر شده، توي بيابون ! يه تريلي،كه روي شيشه ش باقي مونده ردي از يه قطره خون
دو تا گنجشك .... يه تريلي ! نه يه مـجنون ! نه يه ليلي ! يه تريلي ! يه تريلي ! يه تريلي....
+ نوشته شده در ساعت   توسط سوگلی
|
كفش هايت را در بياور ...
اينجا سرزمين مقدس قلب است ..
اري تو در قلب من هستي ...
+ نوشته شده در ساعت   توسط سوگلی
|
غربت بزرگترين درده ولي ترد شدن از اونم بد تره!
وقتي آدم بي گناه و فقط به خاطر بازي روزگار ترد مي شه داغون مي شه!!!
ولي تقصير خودش نيست پس خودش هم نمي تونه درستش کنه .
+ نوشته شده در ساعت   توسط سوگلی
|
وقتی چشمت پاییز میشه
باغ دلت، گلریز میشه
تصویر غم، میشینه تو
چشم سیاهت
وقتی چشات لبریز میشه
اشکای تو، آویز میشه
دونه دونه، میچیکه از چشم سیاهت
نمی دونی، دل آدما رو چه میشکونی
خودت بهتر از هرکی میدونی
که بارون پاییز می سوزونه ،دل آدما رو
میخوای بری حرفی نداری
اشکات دارن جر میکشن
رفتن همیشه پر غمه
چشمات دارن داد میزنن
آی نمیدونی، دل آدمارو چه میشکونی
خودت بهتر از هر کی میدونی
که بارون پاییز می سوزونه، دل آدما رو
وقتی چشات لبریز میشه
اشکای تو، آویز میشه
دونه دونه، میچیکه از چشم سیاهت
نمی دونی، دل آدما رو چه میشکونی
خودت بهتر از هرکی میدونی
که بارون پاییز می سوزونه ،دل آدما رو
میخوای بری حرفی نداری
اشکات دارن جر میکشن
رفتن همیشه پر غمه
چشمات دارن داد میزنن
آی نمیدونی، دل آدمارو چه میشکونی
خودت بهتر از هر کی میدونی
که بارون پاییز می سوزونه، دل آدما رو
آی نمی دونی دل آدما رو چه میشکونی
خودت بهتر از هر کی میدونی
که بارون پاییز می سوزونه دل آدما رو
+ نوشته شده در ساعت   توسط سوگلی
|
بازم امشب مثل هرشب تو دلت خدا خدا کن
نم نمک سکوت و بشکن زیر لب خدا خدا کن
بازم امشب مثل هر شب پر کن از صدات هوا رو
قرق سکوت و بشکن تازه کن ترانه ها رو
وا سه عاشقا دعا کن که غریب روزگارن
هفتا اسمونه اما یه ستاره هم ندارن
واسه عاشقت دعا کن که تو کار دل نمونه
تو فقط خدا خدا کن که خدا خودش می دونه
تو فقط خدا خدا کنتو فقط خدا خدا کن
بازم امشب مثل هرشب تو برای من دعا کن
بازم امشب مثل هرشب تو دلت برام دعا کن
نم نمک سکوت و بشکن زیر لب خدا خدا کن
که خدا خودش می دونه حال و روز عاشقا رو
بین عاشقا میبینه غربت دلای ما رو
اونی که واژه به واژه می شنوه نگفته ها رو
تو فقط خدا خدا کن تو فقط خدا خدا کن
بازم امشب مثل هر شب
تو برای من دعا کن
+ نوشته شده در ساعت   توسط سوگلی
|
هنوزم چشمای تو مثل شبای پر ستاره ست
هنوزم دیدن تو برام مثل عمر دوباره ست
هنوزم وقتی می خندی دلم از شادی می لرزه
هنوزم باتو نشستن به همه دنیا می ارزه
ولی افسوس تو رو خواستن دیگه دیره دیگه دیره
ولی افسوس به نخواستن دلم آروم نمی گیره
تا گلی از سر ایوون تو پژمرد و فروريخت
شبنمي غمزده از گوشه چشمان من آويخت
دوري بين من و تو دوري ماه و تماشاست
دوري بين من و تو دوري ماهي و درياست
اما افسوس تو رو خواستن ديگه ديره ديگه ديره
اما افسوس به نخواستن دلم آروم نمي گيره
+ نوشته شده در ساعت   توسط سوگلی
|